31. ژانویه 2026

ایران: „رژیم مردم خودش را می‌کشد“

رها بحرینی، کارشناس ایران در سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل (Amnesty International)، از «کشتارهای گسترده و غیرقانونی با هدف نابودی هرگونه مقاومت و خاموش کردن معترضان» به‌ شدت انتقاد می‌کند.
یک ایرانی ساکن جنوب‌غرب آلمان در جریان سفر به سرزمین مادری‌اش از نزدیک تجربه کرده است که بی‌گناهان با چه سرعتی به‌عنوان «تروریست و آشوبگر» متهم می‌شوند؛ واژگانی که در ادبیات رسمی رژیم به‌کار می‌رود. او در گفت‌وگو با تونيوز اينترنشنال از مشاهدات خود و وضعیت کشور گزارش می‌دهد. رضا مرادی (نام مستعار) چندین هفته در ایران بود؛ از جمله در آغاز اعتراضات و در اوج آن‌ها در روزهای ۸ و ۹ ژانویه. این بازنشسته ساکن آلمان به‌دلیل آلودگی شدید هوا، قصد داشت تنها در ساعات پایانی شب، چند قدمی با مردی ۸۰ ساله که پس از یک تصادف دچار مشکل حرکتی شده بود، در یکی از شهرهای بزرگ ایران قدم بزند.
در خیابان اصلی تا حوالی ساعت ۱۰ شب تظاهرات جریان داشت. این شهروند اهل شهرستان توبینگن صدای پهپادها را می‌شنید؛ پهپادهایی که برای زیر نظر گرفتن و شناسایی مخالفان رژیم بر فراز تجمعات اعتراضی پرواز می‌کنند. ناگهان چند موتورسوار با سرعت از راه رسیدند. مردان روی موتورها فریاد می‌زدند: «مرگ بر دشمنان!» سپس حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر از آن‌ها با سلاح‌های خودکار و باتوم به داخل کوچه‌ای تنگ هجوم آوردند و با فریاد از مرادی و پیرمرد پرسیدند: «شما تروریست هستید؟»

فریب دادن شبه‌نظامیان مسلح

مرادی با یک ترفند موفق شد مأموران رژیم را فریب دهد. او فقط برای ظاهرسازی از «رضا پهلویِ بی‌وجدان» سخن گفت؛ پسر ارشد آخرین شاه ایران که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد. این مرد ۶۵ ساله که در آمریکا زندگی می‌کند، برای بسیاری از مردم ایران و همچنین ایرانیان خارج از کشور نماد امید به آینده است.
خوشبختانه شبه‌نظامیان بسیج – که زیرمجموعه‌ای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند – متوجه نشدند که شاهد عینی ما هم‌زمان آن‌ها را زیر لب دشنام داده است. حتی یکی از آن‌ها عذرخواهی کرد و در نهایت، این گروه سرکوبگر محل را ترک کرد. اما حادثه‌ای دیگر نیز هست که این مسافر از آلمان هرگز فراموش نخواهد کرد. مقابل خانه‌ای در همسایگی، پارچه‌ای سیاه و عکس مردی ۴۳ ساله دیده می‌شد؛ بدون گل، برخلاف رسم معمول. خانواده اجازه نداشتند برای او گل بگذارند.
برای آن‌که اجازه دفن پیکر داده شود، خانواده مجبور شده بودند «حدود ۵ هزار یورو برای آزادسازی جسد» به رژیم بپردازند. این را خودشان به مهمان گفته بودند. برگزاری مراسم عزاداری ممنوع بود و پس از خاکسپاری، خانواده مجبور شدند بلافاصله قبرستان را ترک کنند.

شمار بی‌پایان کشته‌ها و مجروحان

این مرد ۴۳ ساله یکی از بی‌شمار قربانیان رژیم است. آمار ارائه‌شده از سوی فعالان حقوق بشر متفاوت است. در حال حاضر از دست‌کم ۱۸ هزار کشته سخن گفته می‌شود. مجله آمریکایی «تایم» حتی گزارش داده است که تنها در دو روز، یعنی ۸ و ۹ ژانویه، حدود ۳۰ هزار نفر کشته شده‌اند. در مقابل، طبق یک اعلام رسمی قدیمی دولتی، شمار کشته‌ها حدود ۳۲۰۰ نفر عنوان شده است. شبکه آمریکایی HRANA همچنین تخمین زده که حدود ۲۷ هزار نفر بازداشت شده‌اند.
راستی‌آزمایی این ارقام ممکن نیست؛ از جمله به این دلیل که رژیم ملاها اینترنت را قطع کرده است. شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز در ایران به‌طور کلی ممنوع است. مرادی درباره وضعیت دسترسی به اطلاعات می‌گوید: «هیچ آزادی بیان وجود ندارد و رسانه‌ها – که همگی طرفدار رژیم هستند – مملو از تبلیغات حکومتی‌اند.» او نزدیک به ۵۰ سال است که در آلمان زندگی می‌کند، اما همچنان برای دیدار خانواده و دوستانش به ایران سفر می‌کند.
وحشت ناشی از مرگ همسایه هنوز هم رهایش نکرده است. آن مرد ۴۳ ساله فقط می‌خواست دوست‌دخترش را به خانه برساند. اما ناچار شد «برای فرار از یک جوخه مرگ وارد کوچه‌ای تنگ شود». افراد به‌شدت مسلح بلافاصله شروع به تیراندازی کردند. زن خودش را پایین انداخت، اما گلوله‌ای به گردن مرد اصابت کرد. این نیروها خود را «نجات‌دهندگان ایران» می‌نامند، اما مردم آن‌ها را به‌سادگی «قاتلان» می‌خوانند. آن‌ها اغلب عمداً به سر و بالاتنه شلیک می‌کنند. مرادی می‌گوید در گفت‌وگوهای محرمانه، بارها این واژه را از زبان مردم شنیده است: «قاتل».

اسکناس دو میلیون ریالی از ایران. عکس: تونيوز اينترنشنال / اوته كايزر.

تورم و میلیونرهای فقیر

مرادی درباره سفرش می‌گوید: «یکی از بدترین دوره‌ها را از نزدیک تجربه کردم. رژیم مردم خودش را می‌کشد.» جرقه اعتراضات در پایان دسامبر ۲۰۲۵، وضعیت فاجعه‌بار اقتصادی بود. او می‌گوید: «قبلاً ایران فقط نفت نداشت، گردشگر هم داشت. امروز دیگر هیچ‌چیز باقی نمانده است.» حتی اگر کسی اسکناس دو میلیون ریالی بانک مرکزی را داشته باشد، «با آن حتی نمی‌تواند یک سیخ جوجه بخرد». در زمان این سفر، ارزش این اسکناس به‌دلیل تورم فقط ۱٫۳۰ یورو بود. یک کیلو گوشت چرخ‌کرده ۱۰ میلیون ریال قیمت داشت؛ چیزی که فقط از عهده ثروتمندان واقعی برمی‌آید. کوپن‌های دولتی هم کمکی به زنده ماندن فقرا نمی‌کند. مرادی می‌گوید: «من ایرانی‌ها را میلیونرهای فقیر می‌نامم.»
پس از بازگشت به آلمان، این بازنشسته چندین روز دچار آشفتگی روحی بود. گفت‌وگوهایش با جوانان از ذهنش بیرون نمی‌رود. «آن‌ها دقیقاً می‌دانند چرا به خیابان می‌آیند.» او مطمئن است که ۸۰ درصد مردم با رژیم مخالف‌اند و حداکثر ۱۰ درصد از ملاها حمایت می‌کنند. تمام وعده‌هایی که آیت‌الله روح‌الله خمینی در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ داده بود، شکسته شده است؛ وعده ایرانی آزاد، بدون فساد، با پیشرفت اجتماعی و اقتصادی. مرادی می‌گوید: «وضعیت میلیون‌ها برابر بدتر شده است.»

وفاداری به رژیم برای زنده ماندن

این مرد ساکن جنوب‌غرب آلمان به‌راحتی با مردم وارد گفت‌وگو می‌شود. در سفرش به ایران با مشتریان صف صندوق یک فست‌فود، کارمندان بانک، پلیس‌ها، روحانیون و حتی یک عضو سپاه پاسداران صحبت کرده است. آن پاسدار به او گفته بود که به شغلش وابسته است و به همین دلیل مجبور است وفاداری خود به رژیم را نشان دهد. پارلمان اروپا در حال حاضر خواستار آن است که سپاه پاسداران به‌عنوان یک سازمان تروریستی طبقه‌بندی شود. مرادی می‌گوید: «خیلی وقت پیش می‌توانستند این کار را بکنند.» این‌که آیا چنین تصمیمی گرفته خواهد شد یا نه، هنوز مشخص نیست؛ زیرا همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا باید با آن موافق باشند و برخی تردید دارند.
مردم ایران به شیوه خودشان اعتراض می‌کنند. مرادی معتقد است آن‌ها اجازه نخواهند داد فرهنگی شبیه طالبان در افغانستان بر آن‌ها تحمیل شود. نمونه‌ها را این‌گونه توصیف می‌کند: زنان در برابر حجاب اجباری مقاومت می‌کنند، برخی سگ نگه می‌دارند – حیوانی که از نظر حکومت «نجس» تلقی می‌شود – و برخی دیگر الکل تقطیر می‌کنند. او می‌گوید: «این‌گونه روی فرهنگ ملاها لگدمال می‌کنند.» به گفته او، ملاها همیشه می‌دانستند مخالف دارند، «اما امروز آنها را به‌وضوح می‌بینند».

آرزوی آزادی و امنیت

اپوزیسیون مخالف رژیم در آلمان بسیار پراکنده است. در شهر کلن، هفت گروه ایرانی – از سلطنت‌طلبان تا مجاهدین خلق با گرایش مارکسیستی – هرکدام جداگانه تظاهرات برگزار کردند. مرادی آینده ایران را چگونه می‌بیند؟ به نظر او، مردم خواهان بازگشت سلطنت نیستند، اما آزادی، امنیت اجتماعی و امنیت اقتصادی می‌خواهند. این‌که آیا چنین آینده‌ای تحقق خواهد یافت یا نه، با توجه به خشونت عریان و کشتارهای گسترده، نامشخص است. به همین دلیل، برخی ایرانیان ناامید از این بازنشسته اهل شهرستان توبینگن پرسیده‌اند که آیا می‌تواند آن‌ها را با خود به آلمان ببرد.

موضع سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل درباره خشونت دولتی در ایران:
https://www.amnesty.de/informieren/laender/iran
https://www.amnesty.de/aktuell/iran-proteste-gewalt-blutbad-augenzeuginnen-beweise
درباره دشواری ثبت دقیق آمار قربانیان:
https://www.tagesschau.de/faktenfinder/iran-proteste-todeszahlen-100.html

نوشته: اوته کایزر

tun26012601

www.tuenews.de/fa