روزهداری پدیدهای بسیار باستانی است که در تمدنهای متعدد به عنوان یک آیین مذهبی و اجتماعی شناخته میشود. انگیزهها و اشکال روزهداری از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت بود. معانی آن از تطهیر و نزدیک شدن به خدایان، تا توبه و آمادگی برای مراسم، و تا شفای جسمی و روحی متغیر بود.
خود انضباطی و تقوا
با بررسی روزهداری در تمدنهای باستانی مانند بینالنهرین، مصر، یونان و چین، میتوانیم سیر تکامل این عمل را ردیابی کنیم: از یک آیین نمادین مرتبط با اقتدار و قدرتهای برتر، از طریق یک فرقه اخلاقی-مذهبی سازمانیافته شامل جنبههای معنوی، جسمی و فکری، تا روزهداری در ادیان ابراهیمی. در آنجا، به وسیلهای برای خود انضباطی و تقوا تبدیل شد که تحت شرایط خاصی برای همه اعضای جامعه انجام میشد.
روزهداری برای خشنود کردن خدایان
روزهداری در بینالنهرین (در میان سومریها، اکدیها، بابلیها و آشوریها) صرفاً پرهیز از غذا نبود، بلکه یک آیین معنوی عمیق بود. این امر ارتباط نزدیکی با کفاره گناهان، خشنودی خدایان و جستجوی محافظت در برابر بلایا داشت. روزهداری معمولاً فقط در مواقع بحرانی، مانند بلایای طبیعی، بیماریهای همهگیر یا در آستانه مراسم مذهبی مهم، تجویز میشد.
متون خط میخی نشان میدهند که پرهیز از غذا و لذت، وسیلهای برای توبه گناهان مرتکب شده در نظر گرفته میشد. روزهداری یک وظیفه روزانه یا ماهانه نبود، همانطور که بعداً در ادیان ابراهیمی نهادینه شد، بلکه به موقعیتهای خاصی گره خورده بود. این موقعیتها، به ویژه شامل تلاش برای فرو نشاندن خشم خدایان، به عنوان مثال، در هنگام خورشیدگرفتگی، سیلهای ویرانگر یا بیماریهای همهگیر بود. در چنین مواقع بحرانی، پادشاهان و مردم برای طلب لطف الهی و جلوگیری از بلا با هم روزه میگرفتند.
مراسم تشییع جنازه پادشاهان
روزهداری همچنین به عنوان بخشی از مراسم تشییع جنازه انجام میشد و بخش جداییناپذیری از مراسم سوگواری پادشاهان و دیگر چهرههای مهم را تشکیل میداد. روزهداری محدود به پرهیز از غذا و نوشیدنی نبود، بلکه اشکال دیگری از پرهیز را نیز در بر میگرفت. حمام کردن و استفاده از عطر ممنوع بود. پادشاهان لباسهای فاخر خود را درمیآوردند و به جای آن لباسهای ساده و خشن میپوشیدند. نشستن بر خاکستر به عنوان نشانهای آشکار از فروتنی، تسلیم و توبه در برابر قدرتهای الهی عمل میکرد.
در موارد تهدید شدید، همانطور که در متون مختلف تاریخی و روایی نقل شده است، روزهداری نه تنها شامل انسانها میشد، بلکه حیوانات و دامها را نیز شامل میشد. این حیوانات نیز از غذا و آب محروم میشدند تا فریاد جمعی برای کمک به آسمان تقویت شود و بر جدیت درخواست مداخله الهی تأکید شود.
روزهداری در ایران باستان
در تمدن ایران باستان، روزهداری یکی از اجزای اصلی دین زرتشتی بود که قبل از اسلامگرایی غالب بود. این دین به عنوان وسیلهای برای پاکسازی جسم و روح و دستیابی به هماهنگی با اهورا مزدا، خدای متعال نیکی و نور، درک میشد. برخلاف برخی فرهنگهای دیگر، روزهداری نه مجازات بود و نه وسیلهای برای توبه، بلکه یک عمل روانی و معنوی بود. هدف آن آمادهسازی افراد برای رعایت صحیح آیینهای مذهبی و تعمیق تفکر معنوی بود. این امر برای تقویت انضباط اخلاقی و ارتباط با نیروهای کیهانی در نظر گرفته شده بود.
از این منظر، روزهداری ایرانی را میتوان سنتی توصیف کرد که پرهیز از برخی لذتهای جسمانی و وعدههای غذایی را با ارتقای آرامش درونی و توانایی مشارکت فعال و آگاهانه در زندگی آیینی جامعه هماهنگ میکند.
روزهداری در مصر باستان
روزهداری در مصر باستان، بهویژه در نظام مذهبی دوران فراعنه، جایگاه محوری داشت و ستونی اساسی از زندگی مذهبی و اجتماعی را تشکیل میداد. با این حال، شکل، مدت و شدت روزهداری بین عموم مردم و نخبگان کاهن تفاوت چشمگیری داشت. بهطورکلی، روزهداری وسیلهای برای «تطهیر جسم و روح» و نزدیکتر شدن به خدایان در نظر گرفته میشد.
بهویژه کاهنان، موظف بودند قبل از ورود به معابد یا انجام مراسم مقدس، روزه بگیرند. هدف از این عمل، دستیابی به پاکی جسمی و روحی بود. روزهداری نهتنها شامل پرهیز از غذاهای خاص، بلکه شامل پرهیز جنسی نیز میشد. با این حال، هیچ الزام عمومی برای روزهداری برای کل جمعیت وجود نداشت. روزهداری عمدتاً محدود به طبقه مذهبی بود و ارتباط نزدیکی با اعمال و مراسم آیینی داشت.
روزهداری عمومی
مصریان باستان چندین شکل روزهداری را از هم متمایز میکردند. روزه کاهنان سختگیرانهترین نوع محسوب میشد، زیرا مستقیماً با ورود به فضاهای مقدس و شرکت در مراسم مذهبی مرتبط بود. معمولاً با هفت روز پرهیز کامل آغاز میشد. برای کاهنانی که از نظر معنوی در رتبه بالایی بودند، این روزه میتوانست تا چهل و دو روز ادامه یابد.
علاوه بر این، روزه عمومی نیز وجود داشت که در ارتباط با اعیاد بزرگ مذهبی یا در مواقع بحرانی و بلایای طبیعی، مانند افت خطرناک سطح آب نیل، انجام میشد. علاوه بر این، عموم مردم به طور منظم هر ماه چهار روز روزه میگرفتند که در تقویم مصر باستان، آغاز یک “هفته” ده روزه را نشان میداد.
در نهایت، روزه سوگواری نیز وجود داشت که در هنگام مرگ یک عزیز یا یک پادشاه برگزار میشد. این روزه به عنوان ابراز غم و اندوه، احترام و ارتباط معنوی با متوفی عمل میکرد.
پرهیز از گوشت، ماهی و شراب
روزه گرفتن در میان مصریان باستان لزوماً به معنای پرهیز کامل از غذا و نوشیدنی، همانطور که در روزهداری اسلامی تجویز میشود، نبود، بلکه اشکال مختلفی داشت. پرهیز از غذاهای به اصطلاح “ممنوعه” مانند گوشت، ماهی و شراب به ویژه گسترده بود. شکل دیگری از زهد شامل محدود کردن رژیم غذایی به سبزیجات و آب برای دورههای خاص بود. علاوه بر این، روزهداری شامل پرهیز از لذتهای نفسانی، از جمله پرهیز جنسی و استفاده از عطر و روغن نیز میشد.
روزهداری در یونان باستان
در یونان باستان، روزهداری صرفاً یک آیین مذهبی نبود، بلکه بخشی از یک فلسفه جامع زندگی بود که پزشکی، ورزش بدنی و تعالی معنوی را با هم ترکیب میکرد. یونانیان معتقد بودند که معده پر، وضوح ذهنی را مختل میکند و توانایی فرد را برای برقراری ارتباط با خدایان محدود میکند.
فیثاغورث از مشهورترین طرفداران روزهداری است که آن را نه تنها به دلایل مذهبی، بلکه به عنوان وسیلهای برای تطهیر ذهن و پالایش روح نیز انجام میداد. او از شاگردانش میخواست که قبل از آشکار کردن اسرار ریاضیات و فلسفه، دورههای طولانی روزهداری را طی کنند. از نظر او، روزهداری روح را از “زندان بدن” آزاد میکرد و حافظه و هوش را تقویت میکرد. همچنین گفته میشود که سقراط و افلاطون دورههای کوتاه روزهداری را برای دستیابی به تیزبینی ذهنی و بهبود ظرفیت خود برای تفکر عمیق رعایت میکردند. بقراط، که “پدر پزشکی” محسوب میشود، در نهایت روزهداری را به عنوان یک ابزار درمانی میدانست. او این را به بیماران مبتلا به بیماریهای خاص توصیه میکرد، زیرا معتقد بود که «رژیم غذایی فرد بیمار در طول بیماری، خود بیماری را تغذیه میکند.»
روزهداری در چین باستان
روزهداری در چین باستان با ارتباط نزدیکی بین آیینهای سیاسی، اعمال معنوی و طب پیشگیری مشخص میشد. این صرفاً مربوط به تجربه فیزیکی گرسنگی نبود، بلکه مربوط به «شروع مجدد» نمادین رابطه بین بشریت و کیهان بود.
یک شکل خاص و رسمی آن، روزه ژای یا «تطهیر امپراتوری» بود که توسط امپراتور و اطرافیانش قبل از تقدیم قربانی به آسمانها انجام میشد. این روزه بر اساس اصل «روزهداری قلب» بود، نه فقط معده. بنابراین، صرفاً شامل پرهیز از غذا نبود، بلکه شامل انزوای آیینی در اتاقهای مخصوص تعیین شده و همچنین پرهیز از گوشت، شراب، موسیقی و روابط جنسی به مدت سه تا هفت روز نیز میشد. هدف از این عمل، رساندن امپراتور به حالت پاکی آیینی بود که او را قادر میساخت تا به طور شایسته نماینده مردم در برابر قدرتهای بالاتر باشد.
روزهداری در میان آزتکها و مایاها
در تمدنهای آزتک و مایا در آمریکای میانه، روزهداری ارتباط نزدیکی با جهانبینی کیهانی آنها داشت. روزهداری به عنوان ریاضت فردی یا یک عمل اخلاقی درک نمیشد، بلکه به عنوان یک آیین ضروری برای حفظ تعادل جهان و تداوم رابطه بین انسانها و خدایان تلقی میشد. آزتکها معتقد بودند که خورشید، به عنوان مرکز نظم کیهانی، باید به طور مداوم با خون انسان تغذیه شود و روزهداری را آمادگی حیاتی برای مراسم قربانی میدانستند. در این زمینه، روزهداری اغلب شامل پرهیز از گوشت، نمک، فلفل و نوشیدنیهای الکلی بود. علاوه بر این، فقط غذاهای ساده مصرف میشد و پرهیز جنسی انجام میشد. این کار با اعمال آیینی مانند بیدار ماندن تا دیروقت یا القای خونریزی همراه بود که همگی با هدف آمادهسازی بدن برای نقش خود به عنوان یک ابزار آیینی و در نتیجه تسهیل نزدیکی به خدایان انجام میشد.
از آیین نمادین تا عمل مذهبی
روزهداری از ادیان ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام قدیمیتر است. با این حال، با گذشت زمان، از یک آیین عمدتاً نمادین به یک عمل اخلاقی و مذهبی یکپارچه تبدیل شد. در تمدنهای اولیه، در درجه اول برای فرو نشاندن خشم خدایان و کسب محافظت در برابر بلایای طبیعی و بحرانهای اجتماعی به کار میرفت. با این حال، در ادیان ابراهیمی، روزهداری به ابزاری نهادینه برای انضباط شخصی و تقوا تبدیل شد. این امر به شرایط خاص، زمانهای خاص و دورههای مشخص محدود میشد و عموماً همه اعضای جامعه را درگیر میکرد.
اطلاعات بیشتر:
https://tuenews.de/ramadan-beginnt-was-bedeutet-fasten-im-islam/
https://de.wikipedia.org/wiki/Fasten
نوشته یوسف کانجو
tun26020302

